ناتیا موسوی، فعال رسانه یزد در یادداشتی نوشت: در ساختار گاهشماری ایرانی، هر روز از ماه با نام یکی از نیروهای مینوی یا مفاهیم اخلاقی پیوند داشته و روز سوم هر ماه به نام اردیبهشت شناخته میشود. واژه اردیبهشت در ریشه اوستایی خود، «اَشَه وَهیشتَه»، به معنای بهترین راستی و برترین نظم و هنجار جهانی است.
این مفهوم در جهانبینی باستانی، فراتر از یک نام ساده، بیانگر قانون ازلی و کیهانی بوده که توازن هستی را حفظ میکند و هرگونه انحراف از آن، ورود به قلمرو دروغ و تباهی محسوب میشود.
در سلسله مراتب ایزدی، اردیبهشت به عنوان یکی از امشاسپندان یا جاودانان پاک، نگاهبانی از عنصر آتش را بر عهده داشت. آتش در اندیشه ایرانی، نماد مادی پاکی، روشنی و حرارت است که نه تنها حیاتبخش، بلکه پالاینده روح و جسم از تیرگیهاست. از این منظر، جشن اردیبهشتگان با عنصر نور گره خورده است و مراسم آن با هدف تجلیل از روشنایی و تقویت قوای نیکی در برابر نیروهای اهریمنی برگزار میشد. در ایران باستان جایگاه این جشن در فرهنگ ملی چنان رفیع بود که آن را به عنوان نمادی از تعهد انسان به حفظ عدالت و راستی در مناسبات اجتماعی و فردی تلقی میکردند.
اهمیت این آیین در عصر معاصر، از منظر مطالعات فرهنگی و جامعهشناختی، در تداوم هویت تاریخی و اخلاقی جامعه نهفته است. تأکید بر مفهوم «اَشَه» یا همان نظم جهانی، نشاندهنده درک عمیق ایرانیان از ضرورت هماهنگی میان انسان و طبیعت بوده است. این جشن با ایجاد ساختاری منظم برای پاکسازی محیط زندگی و روان، نقش مهمی در تلطیف مناسبات انسانی و ارتقای اخلاق عمومی ایفا میکند. همچنین، پیوند این جشن با طبیعت و رویش گلها در ماه دوم سال، آن را به نمادی از پویایی و نوزایی مبدل ساخته است که در آن، صیانت از زیباییهای جهان مادی، وظیفهای مینوی قلمداد میشود.
آیینهای اجرایی این جشن با ظرافتهای خاصی همراه بود که هر یک نمادی از مفاهیم انتزاعی والاتری بودند. پوشیدن لباسهای سپید در این روز، تنها یک انتخاب ظاهری نبود، بلکه نشانهای از خلوص نیت و آمادگی برای پذیرش حقیقت به شمار میرفت. حضور در نیایشگاهها و برافروختن آتشهای مقدس، به منظور تبرک و طلب پایداری برای نظام هستی صورت میگرفت. همچنین استفاده از گیاهان معطر و گلهای ویژه این ماه، به ویژه مرزنگوش، بخشی از پروتکلهای آیینی بود که برای تزیین فضا و ایجاد محیطی آرامبخش برای انجام نیایشهای جمعی و انفرادی به کار میرفت.
امروزه، علیرغم تحولات گسترده فرهنگی و اجتماعی، جشن اردیبهشتگان همچنان در جامعه زرتشتیان با رویکردی صیانتی برگزار میشود. تمام محلات و روستاهای زرتشتینشین استان یزد از جمله تفت، میبد، شریفآباد، اردکان و غیره هر ساله شاهد گردهماییهایی هستند که در آن نیایشهای مخصوص و سرودهای آیینی اجرا میشود.
در این مناطق، حفظ اصالت مراسم و انتقال مفاهیم اخلاقی آن به نسلهای جدید، از اولویتهای برگزارکنندگان محسوب میشود و آیینها با دقت و وسواس تاریخی اجرا میشود.
در کرمان نیز، آتشکده مرکزی و مراکز فرهنگی پیروان این آیین، بستری برای تجلیل از مقام اردیبهشت فراهم میآورند. این مراسمها معمولاً با تبیین فلسفه راستی و عدالت همراه است و جنبههای آموزشی و معرفتی آن پررنگتر از دیگر بخشهاست.
در پایتخت، نیایشگاه آدریان تهران به عنوان نمادی از تداوم سنتهای کهن در فضای مدرن شهری، میزبان علاقهمندان و پیروان این آیین است. این اجتماعات نه تنها مجالی برای انجام فرایض مذهبی، بلکه بستری برای گفتوگوهای فرهنگی پیرامون میراث معنوی ایران زمین و تقویت پیوندهای هویتساز ملی است.
خارج از مرزهای ایران، جامعه پارسیان هند به عنوان میراثداران بخشی از فرهنگ باستانی ایران، این جشن را با شکوه فراوان برپا میدارند. در شهرهایی مانند بمبئی، معابد آتش شاهد حضور گسترده افرادی است که با اهدای نذورات و مشارکت در دعاها، پیوند خود را با ریشههای فرهنگی نیاکانشان مستحکم میکنند.
استمرار این جشن در جغرافیاهای مختلف، گویای ظرفیتهای جهانشمول مفاهیم مندرج در آن، یعنی صلح، راستی و احترام به نظم طبیعت است که فراتر از زمان و مکان، همچنان برای بشریت واجد معنا و اعتبار است.
در نهایت، جشن اردیبهشتگان را باید به عنوان یک ساختار منسجم فکری نگریست که در آن، مذهب، اخلاق، طبیعت و هویت در هم تنیدهاند. این جشن یادآور این نکته است که پایداری هر تمدنی در گرو پایبندی به اصول بنیادین راستی و عدالت است.
حفظ و بازخوانی این آیینها در جهان امروز، فراتر از یک کنش سنتی، تلاشی است برای بازیابی ارزشهای انسانی که در غبار دنیای مادی به فراموشی سپرده شدهاند و روشنایی است که در بطن تاریخ ایران ریشه دوانده و همچنان به عنوان بخشی از شناسنامه فرهنگی این مرز و بوم، تپنده و پویا باقی مانده است.
انتهای پیام/

نظر شما